تبليغاتX
تولدي دوباره .....

تولدي دوباره .....

دستمال کاغذی به اشک گفت:

قطره قطره‌ات طلاست

یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟

عاشقم !

با من ازدواج می‌کنی؟

اشک گفت:

ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!

تو چقدر ساده‌ای

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما

تو مچاله می‌شوی

چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی

پس برو و بی‌خیال باش

عاشقی کجاست!

تو فقط

دستمال باش!

دستمال کاغذی، دلش شکست

گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست

گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

در تن سفید و نازکش دوید

خونِ درد

آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد

مثل تکه‌ای زباله شد

او ولی شبیه دیگران نشد

چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال

پاک بود و عاشق و زلال

او با تمام دستمال‌های کاغذی فرق داشت

چون که در میان قلب خود

دانه‌های اشک کاشت

+ نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 11:25 توسط فرياد |


X


Home
Email
Night Skin

Archives

هفته چهارم اردیبهشت 1388

هفته دوم اردیبهشت 1388

هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387



Links

فرنگيس
mohammad
negar jooooooooon
مهسا جووووون
ايمان
روزهاي تنهايي
به ياد من باش
سايه ماه
خيلي دور خيلي نزديك (شهره شيرازي)
بارون نهم (شهره شيرازي)
كلبه عشق (مجتبي)
سايه ماه (داداش صابر)
نامه هاي گرد و خاك گرفته من (فريبا)
زنده باد دیوانه (کسری)
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


LinkDump

آرشیو پیوندهای روزانه


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :